سلام !

بد نديدم که يه چيزايی رو ذکر کنم

اول اينکه تو نظريات قبلی يکی از دوستان نوشته بود که شما دخترها اگر از نامردی

پسرها ننويسيد از چی می خواين بنويسيد

بايد به ايشون بگم دوست عزيز من اصلا از کسی نامردی نديدم هميشه هم اين رو گفتم

اگر هم برام مشکلی پيش اومده هرگز دليلش شخص خاصی نبوده

اما يکی ديگه از دوستان با نام مستعار aftab که نمی دونم چرا فکر ميکنه که من به

 عشق توهين کردم در صورتی که من کاملا واضح در مورد  عشق های ظاهری که

هرکدومشون فقط برای دليل های مسخره هستن که من از گفتن اين دلايل

امتناع ميکنم صحبت کردم همين!!!!!!! و خيلی خوب بود که خودشون رو معرفی

 می کردن

در ضمن اگه اين دوستمون خوب و بدون هيچ خصومتی شعر من رو می خوند می ديد

که من حرف ديگه ای رو برای گفتن دارم

و بايد به همه دوستانم بگم که من هرگز به عشقم توهين نکردم و اگه اون رفت

دليلش بی لياقتی من يا اون نبود ما مجبور به جدايی از هم بوديم اين اجباری بود که

زندگی برامون رقم زد

و از همه دوستان هم که چه انتقاد کردند و چه تعريف واقعا سپاسگذارم

و با آرزوی سلامتی و سعادت برای همه

سوگند

  
نویسنده : sogand sr ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۳


 

صادقانه بگويم

اين روزها ابلهانه ترين صداقت ، اعتماد است

شايد مضحک باشد

اما امروز خنده دار ترين کلمه عشق است

و ارزانترين آن عاشق

ديگر هيچ کس برای اعتماد  و عشق شما حاضر نيست قرانی بپردازد

و برای رهايی از هر آنچه که بايد در قبال عشق بپردازد شما را

محکوم به ترک عشق ميکند

و فراموش می کند آنجه را که شما برايش قيمتها پرداختيد

 روزی آن ، هزاران دلار ارزش داشت امروز به خاطر تهی شدن ازشما

 پشيزی  نمی ارزد.

به ياد بياوريد حرفهای نگفته اين انسان فراموش شده را

و سوگند می خورم که هرگز لحظه ای حسرت برآن چه نثار عشقم

کردم نخواهم خورد

شايد که روزی يک نفر فاتحه ای نثار اين عشق مرده کنند

دوستدار همه عاشقها

و جان نثار آن عشق گم شده

سوگند

  
نویسنده : sogand sr ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۳