روزگار بازيها داشت

نگاهش آرزوها داشت

کاش من آن شب پره نگاهش بودم

صدای پرواز خندهايش بودم

اما صدايش را با نگاهم خفه کردم

کاش نگاهم هرگز برايش پروازی نداشت

  
نویسنده : sogand sr ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢


 

اگر دورم زديدارت دليل بی وفايی نيست

وفا آن است که نامت را هميشه بر زبان دارم

  
نویسنده : sogand sr ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٢


 

دو دنیا، دو دیدگاه

یکی من را به آسمانها میبرد

یکی مرا در اعماق آتش

فریاد  از این همه دودلی

به یکی خود را میفروشم

به دیگری دنیا را

از یکی دنیا را میخرم

از دیگری خود را

دنیایی را دیدم سر شار از عشق ٬زندگی ٬هستی ٬روشنايی٬شادی وتولد

وديدم دنيايی را پر از نفرت ٬تابوت زنجير ٬خون ٬هراس٬وضجه ومرگ 

من درمدت چند روز دودنيا را ديدم آنهم در دو وب لاگ 

شايد عجيب باشدو خنده دار 

اما وقتی وبلاگ اهريمن را ميخواندم من ٬من که آنقدر به خود ايمان داشتم لحظه ای ترديد ......

اما حالا مطمئنم که هيچ چيز رو نمی شه با عشق ٬زندگی ٬هستی ٬روشنايی ٬شادی و تولد عوض کرد 

حالا ديگر فکر ميکنم اين دو وبلاگ مکمل همند

http://church--of--satan.persianblog.ir/

http://church--of--lord.persianblog.ir/

  
نویسنده : sogand sr ; ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٢