لبخندی تلخ
ساعت ها بود که به دنبال لحظه ای برای خنديدن ميگشتم
وبه دنبال بهانه ای برای آن
کسی چه می داند شايد همين لحظه های تلخ من هم
بهانه ای باشد برای خنديدن
اما نه برای خودم شايد برای ديگری
اما غم نمی خورم چون شايد خنديدن او بتواند لبخندی برايم مهيا کند
حتی اگر آن خنديدن به قيمت تمسخر خودم باشد
نویسنده : sogand sr ; ساعت ٦:٤٢ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
شايد اگر کسی می شنيد
دلم دنيای آبی می خواد
دلم يک شب مهتابی می خواد
شايد اگر کسی حرفای من رو می شنيد
اگر فرياد من تو آسمنونا می شنيد
اون وقت شبها برام روز بودن
شايد اون شب دلها پرنور بودن
چشمها پر از شادی بودن
صدا ها پر از نجوای آزادی بودن
نميدونم ديگه از چی بگم
حرفای ناگفته رو من بايد به کی بگم



نویسنده : sogand sr ; ساعت ۱۱:۳٩ ق.ظ روز شنبه ۸ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
